<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>عشق بی پایان</title>
<link>https://rasool20.blogfa.com</link>
<description>چه سکوت غمباری !!! و امروز من به یاد آن روزها دلتنگی ها و حسرت دیدار می نویسم و آرزو میکنم ....</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 11 Jun 2026 21:17:27 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>عشق بی پایان </title>
<link>https://rasool20.blogfa.com/post/152</link>
<description>در تنهایی خودم از پنجره کوتاه زندگیم به چشمان زیبایت نگاه میکنم ودر خیالات خودم شعری برایت می نویسم قلبم پر شده از درد که در هر گوشه از آن کسی تیری به آن می زند باوجود این همه درد در قلبم بسیار تنها رویایی دیدن شماست که نفس کشیدن را برایم آسان می‌کند کاش می دانستی که چقدر نفس نفس کشیدن برایم سخت شده است کاش می دانستی تمام این دردها را فقط به خاطر بودنت تحمل میکنم چرا که مدتهاست همسفر این قلب تنهایم شدید این قلب تنها و خسته عاشق شده است و ای کاش می دانستید</description>
<pubDate>Thu, 11 Jun 2026 21:17:27 +0330</pubDate>
<dc:creator>rasool20</dc:creator>
<guid>rasool20.blogfa.com/post/152</guid>
</item>
<item>
<title>شب تولدم </title>
<link>https://rasool20.blogfa.com/post/151</link>
<description>می نویسم با صداقت می نویسم با عشق ، و با یکدلی می نویسم در شبی از شبهای پاییز در شب تولدم با چشمان پر از عشق و محبت مینویسم می نویسم از پرواز ، پرواز عاشقانه ها می نویسم از آن حرفهای شیرینت و آن لحظه رویایی که من و تو در آن آشنا شدیم جاده زندگی تمام شدنی نیست باید صبور بود باید تحمل کرد لحظه های سخت زندگی را عاقبت به زندگی خواهیم رسید که در آن عاشقانه ها به هم می رسند خورشید از خستگی به خواب می‌رود و سرنوشت به ما میخندد آنچه که در شب تولدم مینویسم حرف دل</description>
<pubDate>Sat, 22 Nov 2025 20:14:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rasool20</dc:creator>
<guid>rasool20.blogfa.com/post/151</guid>
</item>
<item>
<title>سالی که گذشت </title>
<link>https://rasool20.blogfa.com/post/150</link>
<description>سالی که گذشت ، سالی بود پر از خاطرات خوب و بد دریغ از یک احساس زیبا ، فقط صدای آواز پرنده غمگین چشمهایم را میبندم ، تا حس کنم خواب بوده ام دوباره آغاز می شود خاطرات ، با سفری به جمکران احساس دوست داشتن دوست های که قادر به دیدنشان نیستی............ آنهایی که در گذشته های نچندان دور پر از خاطره بودند کاش می شد به دور از همه مشکلات دیداری کرد با آنهایی که بوی عطرشان هرگز فراموش نمی‌شود سالی را آغاز میکنم با احساس دلتنگی با احساس بیهوده و تنها سعی میکنم خاطرات</description>
<pubDate>Sat, 30 Mar 2024 14:33:26 +0330</pubDate>
<dc:creator>rasool20</dc:creator>
<guid>rasool20.blogfa.com/post/150</guid>
</item>
<item>
<title>فراموشی روز تولد </title>
<link>https://rasool20.blogfa.com/post/149</link>
<description>باران می بارید و من خیس خیس در زیر قطره هایش نشسته بودم در قطراتی که بر روی گونه هام نشسته بود تو را یافتم قطره بارانی که بر روی چشمانم نشسته بود ، قطره ای پر از مهر ومحبت احساس کردم قطره ای اشک ، از چشمانم سرازیر شده ! اما آن یک قطره باران بود ، قطره بارانی که مرا عاشق کرد.... قطراتی که از چشمانم سرازیر می شد بوی باران میداد ! گویا یکی از آن قطره های اشک ، همان قطره بارانی بود که در چشمانم نشسته بود! چشمانم را به آسمان دوختم ، در میان شاخه های درختی که تو</description>
<pubDate>Wed, 22 Nov 2023 04:58:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>rasool20</dc:creator>
<guid>rasool20.blogfa.com/post/149</guid>
</item>
<item>
<title>تولد دیگر </title>
<link>https://rasool20.blogfa.com/post/148</link>
<description>اصلا بگذار این ترانه همین حوالیِ بوسه تمام شود من خسته‌ام می‌خواهم به عطرِ تشنه‌ی گیسو و گریه نزدیکتر شوم، کاری اگر نداری … برو ورنه نزدیکتر بیا می‌خواهم ببوسمت. به خدا من خسته‌ام خیلی دلم می‌خواهد از اینجا به جانب آن رهاییِ آرامِ بی دردسر برگردم، آیا تو قول می‌دهی دوباره من از شوقِ سادگی … اشتباه نکنم... اول انگار نگاهم کرد اول انگار ساکت بود بعد آهسته گفت: برایت تن پوشی از گیسوی رود وُ خوابِ خاطره آورده‌ام.</description>
<pubDate>Tue, 21 Nov 2023 19:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rasool20</dc:creator>
<guid>rasool20.blogfa.com/post/148</guid>
</item>
<item>
<title>خاطرات </title>
<link>https://rasool20.blogfa.com/post/147</link>
<description>تقصیرخودم بود، نمیخواستم دلت اسیر من بشه از همان لحظه اون احساس کردم تو همه زندگی من هستی من آنقدر تنهایی ام را صدا کردم که دیگر آن هم به حال من گریه نمی کند همه چی از یه لبخند ساده شروع شد، از نگاهی شروع شد که قلبم رو به تپش انداخت و حال قلبم می تپد بدون صدا چون یاد گرفته ام عشق تنها یه قصه است گاهی به این دل شکسته هم سری بزن و قدم هایت را با من همراه کن و با چشمهای زیبایت نگاهی به این دفتر پر از درد بینداز هر چند که این نگاه از راه دور باشد .</description>
<pubDate>Tue, 14 Feb 2023 07:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rasool20</dc:creator>
<guid>rasool20.blogfa.com/post/147</guid>
</item>
<item>
<title>یاد گذشته </title>
<link>https://rasool20.blogfa.com/post/145</link>
<description>اتاقی کوچک و تاریک که پشت کرده به آفتاب پنجره ای رو به کوچه ای تنگ و دراز و نگاهی به انتهای کوچه نگاهی تلخ گونه های پر از اشک و پنجره ای شسته شده با قطرات باران یادی از دقایق قبل و دستهای سرد و تنی بی رمق رفت و نگاهش به خم انتهای آسمان بود روحش از من دور گشت سبکبال و بی صدا و معصوم از همه کوچه های آسمان گذشت آسمان غرید و گریست..... گریست .... و ردپایش از کوچه آسمان پاک گشت ولی در دلم ، فکرم , زندگی ام تا ابد جاوید ماند شب شد و چراغ شعله نیافروخت اتاق کوچک</description>
<pubDate>Fri, 05 Aug 2022 08:10:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rasool20</dc:creator>
<guid>rasool20.blogfa.com/post/145</guid>
</item>
<item>
<title>شب سرد زمستانی</title>
<link>https://rasool20.blogfa.com/post/144</link>
<description>قلبي در اين سو در گوشه اي تنها به انتظار تو نشسته است .اگر می دانستی که بدون تو نفس کشیدن برای من محال است با عطر نفسهایت مرا عاشقتر می کردی ، کاش می دانستی که این حرفهایم در این روزهای سرد زمستانی از ته دل است ، آن دم که دانه های ریز برف بر روی گونه هایم می نشیند لحظه ای چشمهایم را به آسمان می دوزم، ودر میان دانه های ریز برف آرزو کردم ای کاش می دانستی که چقدر تو را دوست دارم اي كاش كه تو در كنارم بودي و آرزوي اين قلب بي طافتم را برآورده مي كردي ای کاش می</description>
<pubDate>Fri, 20 Dec 2019 17:19:55 +0330</pubDate>
<dc:creator>rasool20</dc:creator>
<guid>rasool20.blogfa.com/post/144</guid>
</item>
<item>
<title>شکستن  این سکوت مرکبار</title>
<link>https://rasool20.blogfa.com/post/143</link>
<description>باز از تو می نویسم از غم دلتنگی ام از غم نبودنت می نویسم از دلم دلی که هوایت را کرده می نویسم از عشق از احساسی که به شما دارم می نویسم چون می دانم که می خوانی مینویسم تا بدانی و بفهمی که دیگرطاقت یک لحظه دوریت را ندارم آنگاه که من از احساسم برایت می نویسم شما چقدر روی نوشته های من وقت می گذاری کاش می دانستی کاش سعی می کردی که بفهمی تنها رفتن راه حل این عشق پاک نیست یا سکوت کردن در برابر این همه خواهش برايم بي وفايان رامعنا کردي و ثابت کردي که چقدر به</description>
<pubDate>Wed, 24 Jul 2019 18:08:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>rasool20</dc:creator>
<guid>rasool20.blogfa.com/post/143</guid>
</item>
<item>
<title>خواهش </title>
<link>https://rasool20.blogfa.com/post/142</link>
<description>زندگی ام از لحظه ای آغاز شد که با لبخند عاشقانه ات مرا به این دنیا برگرداندی دوست داشتنت بی انتها و بی پایان است به یاد بیاور ، چه سخت بود روزهایی که بی تو سر می کردم حسرت روزهایی که گذشت ، حسرت هم صحبتی که با هم داشتیم تنهایی من به وسعت دریاست ، اگر کمی آرامم چون که دلم هنور پیش شماست گاهی که دلم میگیرد ،بی اختیار به سراغت می آیم شاید مرحمی برای این دل تنگم باشد و چه آرزویی زیباتر از این که با یاد وخاطرات روزهای خوش سپری کنم می گویم برایت که دلتنگ و بی</description>
<pubDate>Wed, 05 Jun 2019 16:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rasool20</dc:creator>
<guid>rasool20.blogfa.com/post/142</guid>
</item>
</channel>
</rss>
