|
آن هنگام که آن بوته خار بر روی زمين تنها بود خداوند گل سرخی را درکنارش رويانيد خداند برگشت و آن گل را از روی زمين با خود به آسمان برد
نشگفت آری آن گل سرخ ريشه اش را کنار آن بوته روی زمين جا گذاشته بود آخر آن گل به آن بوته خار دل بسته بود درآن هنگام بود که خداوند گريست گریست و عشق را آفرید..........
|
|+|
نوشته شده توسط rasool:s در یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۵ و ساعت 10:50
[ عشق بی پایان
]

