|
و آن زمان که عاشق مي شوي و مي داني که عشقي هست و باور داري کسي که تو را دوست دارد و در آن شبهاي سرد و يخبندان با تو مي ماند در آن لحظات مي فهمي دوست داشتن چقدر زيباست و آن زمان که کسي در فراسوي خيال تو نيست و تو تنهاي تنها در جاده هاي برهوت زندگي قدم مي زني تنها اوست که به تو آرامش خيال مي دهد
|
|+|
نوشته شده توسط rasool:s در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ و ساعت 19:30
[ عشق بی پایان
]


