به هوای تو آمدم دوباره سری به قلبم بزنم ، به هوای تو آمدم تا دوباره از احساسم بنویسم


تا بنویسم شعری دیگری، ورق بزنم دفتر عشق و خاطراتم را و بنویسم از حسم


چه روزهایی را پشت سر گذاشتم ، چه لحظه هایی را در زندگی ام سپری کردم

 

شاید عاشقانه هایم از یاد رفته باشند ، شاید این دفتر عشق بوی  کهنه بودن بدهد

 

 اما آنچه سالهاست از آن نوشته ام حسی است که همیشه در قلبم خواهد ماند ،


به هوای تو آمدم تا بگویم بیش از گذشته عاشقت هستم ،

 

 تا بگویم آن عشق رویاها هنوز هم حقیقتی است که در قلبم عاشقانه می تپد


نیاز به آرامش داشتم ، نیاز به سکوتی داشتم که با آمدنش در

 

خلوت قلبم حال مرا دگرگون کند.

 

 تا بتوانم از حسی بنویسم که در قلب من و همه عاشقان وجود دارد .

رسول

|+|
نوشته شده توسط rasool:s در جمعه دوازدهم تیر ۱۳۹۴ و ساعت 9:41 [ عشق بی پایان ]