خاطره

 

در تنهایی خودم از پنجره کوتاه زندگی به بیابان های بی مجنون می نگرم 

که در زیر نم نم باران آهسته دور و دور تر می شدی تا در تاریکی شب محو شوی

به چشمان زیبایت نگاه کردم و در خیالات خودم در این نم باران شعری نوشتم

آسمان آبی و رویایی و زیباست ولی نفسم می گیرد

وقتی از شوق تو دنیای من اینگونه شده

خنده دار است شاید

ولی اینگونه مرا دست خدایت مسپار

به تمام لحظاتت سوکند رسم دنیا این چنین نیست .

 

 

 

رسول

|+|
نوشته شده توسط rasool:s در پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۹۴ و ساعت 17:56 [ عشق بی پایان ]