شب سرد زمستانی

قلبي در اين سو در گوشه اي تنها به انتظار تو نشسته است .اگر می دانستی که بدون تو
 نفس کشیدن برای من محال است با عطر نفسهایت مرا عاشقتر می کردی ،       
کاش می دانستی که این حرفهایم در این روزهای سرد زمستانی  از ته دل است ، 
آن دم که دانه های ریز برف  بر روی گونه هایم می نشیند 
 لحظه ای  چشمهایم را به آسمان می دوزم، ودر میان دانه های ریز برف 
آرزو کردم ای کاش می دانستی که  چقدر تو را دوست دارم   
اي كاش كه تو در كنارم بودي و آرزوي اين قلب بي طافتم را برآورده مي كردي
ای کاش می دانستی فقط به عشق تو اين روزهاي سرد زمستانی را 
پشت سر می گذارم وبه اميد دیدار تو نشسته ام   

 

رسول

|+|
نوشته شده توسط rasool:s در جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۸ و ساعت 20:49 [ عشق بی پایان ]