شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع)را به همه شما دوستان عزیز

                       تسلیت عرض میکنم                            

 

 

تک ستاره آسمان فقر بود زمانی که این ستاره در آسمان زندگی

 

میدرخشید فقر در آسمان غروب می کرد محو می شد چون او ستاره

 

درخشان عشق بود او نمونه یک انسان کامل الگوی همه مردمان

 

چهره اش همچو خورشید درخشان می کرد او همچون مهتاب بود

 

شبها و روزها در کوچه ها قدم می زد با آن پاهای خسته و دلی پاک

 

و در هر خا نه ای یک ستاره می کاشت و آن خانه را درخشان

 

میکرد و دلهای غم زده مردمان را شاد می کرد

 

آن کیست که این همه محبت در دلش نهفته است؟

 

آن کیست که هر شب به مهمانی خانه ها می آید؟

 

آن کیست که مهمان نا خوانده است از کجا آمده و از سوی چه کسی؟

او ستاره ای است که اینک در آسمان پر از عشق در دریای به نام

بهشت می تابد ستاره ای که یاد همه ما شیعیان جهان خواهد ماند

 

علی کبوتری بود عاشق که به روی تمام خانه ها می نشست و به آنها

مهر و محبت هدیه می داد اما مدتی نگذشت که صیادی آمد و بال آن

 

کبوتر را شکست دیگر کبوتری نبود. مردمان آن کبوتر را به دست

 

خدا سپرده بودند و با نگاهی به آسمان تاریک اشک می ریختند و آن

 

صیاد را نفرین میکردند

 

پس نفرین بر آن صیاد که کبوتر عاشق را از ما گرفت اینک او از

 

 بهشت خدا هوای ما را دارد و مهر و محبت را به ما می رساند

 

در سحر گاهی تلخی ستاره عشقمان خاموش شد خورشید درخشانمان

 

غروب کرد و کبوتر عاشق به دنیای دیگر سفر کرد

 

نفرین بر تو ای صیاد که علی را از ما گرفتی

 

لعنت بر تو        لعنت بر تو            لعنت بر تو 

            

رسول

|+|
نوشته شده توسط rasool:s در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۸۵ و ساعت 9:39 [ عشق بی پایان ]

شب یلدا                                      

آن شب که برایم پر از درد و دلتنگی بود فرا رسید ای گاش نمیرسید ؟

 

شبی که خستگی زندگی را از تمام وجودم احساس کردم یک شب پر از درد

 

و دلتنگی شبی که در آغاز با بغض غریبی آغاز شد اما تمام غم و غصه های

 

دلم بغضم را شکستند و چشمانم را وادار به اشگ ریختن کردند

 

اشگهای که تمامی نداشتند و قطره قطره مثل خون بر زمین می ریختند

 

یک شب مهتابی در حالی که مهتاب نظاره گر چشمهای خیسم بود هر لحظه

 

که خاطرات برایم تکراری می شد دلم به درد می آمد هر قره از اشگهایم به

 

یاد هر کدام از خاطره های شیرین یک شب تلخ بلند با یک عالم دلتنگی سهم

 

چشمان بی گناهم بود

 

فرا رسید شبی که باز باید به یاد تو تا سحر اشک بریزم دیگر هیچ امیدی

 

ندارم که سحر گاه را بینم گاش آن شب تو در کنارم بودی

 

تا بدانی که بدون تو هر شبم برایم همان شب یلدا است

sema

                          

رسول

|+|
نوشته شده توسط rasool:s در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۸۵ و ساعت 0:59 [ عشق بی پایان ]

 

قبل از هر چیز فرا رسیدن ماه مبارک رمضان (ماه نزول قرآن )رو به همه

 

شما دوستان عزیز روزه دار و مسلمان تبریک عرض میکنم

 

امیدوارم طاعات و عبادات شما عزیزان مورد قبول درگاه حق قرار بگیرد

 

                   التماس دعا 

 

 

عشق بازی به همین آسانی است .......

عشقبازی به همین آسانیست که گلی با چشمی بلبلی با گوشی

 

رنگ زیبای خزان با روحی نیش زنبور عسل با نوش کار همواره

 

بارآن با دشت و برف با قله کوه رود با ریشه بید باد با شاخه و برگ

 

ابر عابر با ماه چشمه ای با آهو برکه ای با مهتاب و نسیمی با زلف

 

دو کبوتر با هم و شب و روز و طبیعت با ما             

 

عشق بازی به همین آسانی است ......

 

شاعری با کلمات شیرین دست آرام و نوازش بخش بر روی سری

 

پرسشی از اشکی و چراغ شب یلدای کسی با شمعی که دلی را بخری

 

بفروشی مهری شادمانی را حراج کنی رنجها را تخفیف دهی مهربانی را

 

ارزانی عالم بکنی و بپیچی همه را لای حریر احساس گره عشق به آنها بزنی

 

مشتریهایت را با خود ببری تا لبخند                  

 

هر که با پیش سلامی در اول صبح هر که با پوزش و پیغامی با رهگذری

 

هر که با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی نمک خنده بر چهره در لحظه کار

 

عرضه سالم کالای ارزان به همه لقمه نان گوارایی از راه حلال و

 

خداحافظی شادی در آخر روز و نگهداری یک خاطره خوش تا فردا

 

در رکوع و سجودی با نیت شکر                         

 

عشق بازی به همین آسانی است ........

 

                           

             

رسول

|+|
نوشته شده توسط rasool:s در یکشنبه نهم مهر ۱۳۸۵ و ساعت 21:52 [ عشق بی پایان ]