|
ومن رد ردپاهایت را سبز کردم وبه نگاهت رنگ نقره ای پاشیدم تا در شب مهتابی رویا هایم ماندگار شوی دریچه قلبم را به سویت گشودم و تک تک باغ های خزان زده اش را با عطر دل انگیزوجودت بهاری کردم از ستاره های طلایی رنگ عشقت مزین کردم تو از آرزوها گفتی و من از جنس ابریشم نگاهت قصری از آرزو ساختم تو از دغدغه ها گفتی و من نگاه مهتابی تو را تنها دغدغه تک تک لحظه های عمرم قرار دادم در وجود تو خلاصه کردم به انتظارت بنشینم و تک شعرهای عاشقانه دفتر رویاهایم در تک تک لحظه هایم سبز باش و هم نفسم دراین شبهای تاریک وتنهایی |


