سایه نیمرنگ شامگاهان اندک اندک بر دامن تپه ها گسترده شده

چراغ ها روشن شده اند جاده ی سفید رنگ در مه شامگاهی فر رفته

حالا دیگر وقتی است که هم غرور و هم ترس و احتیاط را کنار بگذارم

دلتنگ میشوم وقتی خط به خط خاطره های بهار را مرور میکنم

می خواهد  خاطره هایی که همه رنگ حضور.رنگ بی رنگی دارد

 ترانه ی بهار را در کوچه پس کوچه های پاییز زمزمه  می کنم

رسول

|+|
نوشته شده توسط rasool:s در دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۱ و ساعت 22:12 [ عشق بی پایان ]