اینجا مدتهاست رهگذری از آن نمی گذرد....
و چه شیرین است تلخی غروب پاییز ، چه سبز

است زردی برگها، چه گرم است سردی هوا..
آغوشت را باز کن ای دنیای من ، تا رها شوم در تو...
تنها قدم زدن در تو ، طلوع رویاهای من است،

چه زیباست فصل عاشقانه بودن
دلم هوایت را کرده است، دلتنگ توام ،

دلتنگ صدایت در سکوت عاشقی 

رسول

|+|
نوشته شده توسط rasool:s در چهارشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۷ و ساعت 17:11 [ عشق بی پایان ]