زيباترين لحظه لحظه ايست كه ببيني در دل يك كوير بي آب وعلف

 

جوانه اي سر از خاك بلند كرده و به خورشيد و آسمان و ابرها سلام ميكند

 

زيباترين لحظه لحظه ايست كه زوزه باد در دل كوهسار ميپيچد و گويي

 

بغض راه گلويش را بسته و خود را به كوهسار ميزند تا اشكانش جاري شود

 

و از شر بغض آزاد شود

زيباترين لحظه لحظه ايست كه در نااميديترين لحظه زندگيت خورشيد اميد بر

 

دلت بتابد و جوانه اميد از دلت برويد .

زيباترين

لحظه لحظه ايست كه حس كني خدا در همين نزديكي هاست در سايه درختان

 

سر به فلك گشيده و در ميان گلهاي رنكا رنگ باغچه در ميان صداي زوزه باد

 

و رعد وبرق آسمان و گريه ابر

زمين خدا اينجاست كمي دقت كنيد حضورش را در بين بوته هاي سبز بهار

احساس خواهيد كرد

 

 

رسول

|+|
نوشته شده توسط rasool:s در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۸۵ و ساعت 22:44 [ عشق بی پایان ]