|
کوشهایت صدای مرا نمی شنیدند من فریاد می زدم این من بودم که سکوت را فریاد می زدم تو نمی شنیدی چون صدایم عاشقانه بود دیگر هیچ نمی گویم چون در سکوت من می میرم گاش آن روز که تقدیم تو شد همه هستی من می سپردم که مواظب باشی جنس این جام بلور است لبریز از عشق و غرور گر بازیچه شود می شکند |
|+|
نوشته شده توسط rasool:s در پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 11:56
[ عشق بی پایان
]

