|
هیچگاه مثل آن لحظه آرام نبودم آنگاه که تو را در آغوشم گرفتم و زیبا ترین و پر احساس ترین لحظه زندگی ام لحظه ای بود که من با تو به اوج عشق رسیدم لحظه ای که احساس کردم تو تنها ی تنها برای من و قلب شکسته ام می باشی لحظه ای که احساس کردم یک اسیری در قلب مهربان تو میباشم آن لحظه احساس میکنم یک عاشق واقعی هستم عاشقی که مدتها بود انتظار چنین عشقی را می کشید آنگاه که بر لبان تو بوسه زدم تلخی زندگی ام همه از یادم رفت و طعم شیرین زندگی و عشق را در کنار تو چشیدم هیچ لحظه ای در زندگی ام در آغوش گرفتن تو و بوسیدن از ان لبانت برایم زیبا نیست با افتخار تو را در آغوش خویش خواهم برد و با تمام احساس به تو خواهم گفت دوستت دارم سرت را روی شانه هایم گذاشتی و درد دلهای عاشقانه ات را در گوشم زمزمه کردی و من تنها نشستم و به درد دلهای عاشقانه ات گوش می دادم هیچ گاه مثل لحظه ای که در کنار تو هستم شاد نیستم همیشه به انتظار آن نشسته ام که دیدار با تو دوباره فرا رسد در آغوش تو بودن یعنی به اوج عشق رسیدن
|


