و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن


و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن


و چقدر آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن


در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است


در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند

 ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي رنج آور و نيمه تمام است


" تنها" بودن ، بودني به نيمه است


و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم

رسول

|+|
نوشته شده توسط rasool:s در جمعه هجدهم مرداد ۱۳۸۷ و ساعت 9:33 [ عشق بی پایان ]