پرنده من تو تنهایی و محکومی به یک آواز تنهایی
بالهایت را باز کن چون می شود تنها هم پرید
همیشه پشت یک لبخند مهربان هزاران فکر قرار دارد
ای پرنده مهاجر همه به پروازت حسودی می کنند
می دانم که تو میتوانی از میانشان پرواز کنی
و دیگر ترسی از قفس و زندانی شدن نداشته باشی
می دانم که دلت تنگ خواهد شد برای خانه ای که ساخته ای
اما خانه تو که اینجا نیست ؟؟؟ خانه تو جایی دیگر است
پرواز کن و دلت را از این همه دلتنگی رها ساز
ای پرنده من یکی عاشق پرواز توست و یکی عاشق آوازت
و هر کس از دید خود به تو نگاه خواهد کرد
و هیچ کس ان چیزی که در دل تو را به یقین نخواهد فهمید
ای پرنده من پرواز کن پرواز کن
چون می شود تنها هم پرید
چقدر خوشبختی ای پرنده من
وقتی رها کنی خود را از این قفس دلتنگی هایت